وبلاگی برای همه ی سلیقه ها

متن مرتبط با «حکایت های حضرت سلیمان» در سایت وبلاگی برای همه ی سلیقه ها نوشته شده است

شوخی های پیامبر (قسمت دوم) : همان که سفیدی ای در چشمش هست

  • نیلوبلاگ

    بانویی به خدمت پیامبر خدا رسید . پیامبر از او سؤال کرد که همسر کدام یک از مسلمانان است . زن، پاسخ داد که : فلان کس . پیامبر پرسید : «همان که سفیدی ای در چشمش هست؟». زن، برافروخته پاسخ داد : نه، ای پیامبر خدا ! چشم همسر من سالم است . پیامبر خندید و فرمود : « چرا رنجیده شدی؟ مگر کسی هست که در چشمش سفیدی نباشد؟» ...

    ادامه مطلب
  • حکایت حضرت سلیمان

  • نیلوبلاگ

    مردی یک طوطی را که حرف میزد در قفس کرده بود و سر گذری مینشست. اسم رهگذران را میپرسید و به ازای پولی که به او میدادند طوطی را وادار میکرد اسم آنان را تکرار کند. روزی حضرت سلیمان از آنجا میگذشت. حضرت سلیمان زبان حیوانات را میدانست. طوطی با زبان طوطیان به ایشان گفت: «مرا از این قفس آزاد کن.» حضرت به مرد پیشنهاد کرد که طوطی را آزاد کند و در قبال آن پول خوبی از ایشان دریافت کند. مرد که از زبان طوطی پول درمیآورد و منبع درآمدش بود، پیشنهاد حضرت را قبول نکرد. حضرت سلیمان به طوطی گفت: «زندانی بودن تو به خاطر زبانت است.» طوطی فهمید و دیگر حرف نزد. مرد هر چ...

    ادامه مطلب
  • شوخی های پیامبر (قسمت اول) : هر که خرما را با هسته خورده است ....

  • نیلوبلاگ

    روزی پیامبر و حضرت علی(ع) کنار هم خرما می خوردند. پیامبر(ص) هر خرمایی را که می خورد، به آرامی، هسته اش را نزد هسته های علی(ع) می گذاشتند. هنگامی که از خوردن خرما دست کشیدند، همه هسته ها جلوی حضرت علی(ع) بود. پیامبر در این موقع، رو به حضرت علی(ع) کردند و فرمودند: «ای علی! بسیار می خوری بنگر که همه ی هسته های خرما نزد توست». حضرت علی(ع) در جواب پیامبر فرمودند: «امّا شما نیز خرما خوردید و اکنون هیچ هسته ای نزد شما نیست ؛ گویی شما خرما را با هسته خورده اید و آن که خرما را با هسته خورده است، پرخورتر است !!!!!!!!!!»...

    ادامه مطلب
  • طنز تفاوت های کارمند و رئیس

  • نیلوبلاگ

    وقتی من یک کاری را دیر تمام میکنم، من کند هستم.وقتی رییسم کار را طول دهد ، او دقیق و کامل است. وقتی کاری رابدون اینکه از من خواسته شود انجام دهم،من قصد دارم خودم را زرنگ جلوه دهم. وقتی رییسم این کار را کند ، او ابتکار عمل به خرج داده است. وقتی من سعی در جلب رضایت رییسم داشته باشم ، من چاپلوسم.وقتی رییسم ، رییسش را راضی نگه دارد ، او همکاری میکند. وقتی یک روز مرخصی استعلاجی داشته باشم ، من همیشه مریض هستم.وقتی رییسم در مرخصی استعلاجی باشد، او حتما خیلی بیمار است. وقتی من مرخصی بخواهم، باید یک جلسه دلیل و توجیه بیاورم.وقتی رییسم به مرخصی برود، باید می...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    شوخی های | شوخی های با حضرت علی | شوخی های ص | شوخی های با امام علی | شوخی های و حضرت علی | شوخی های پیامبران | شوخی های اکرم | شوخی های با یاران | شوخي هاي پيامبر | کتاب شوخی های پیامبر