کاش هممون اینجوری بودیم اونوقت .......
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 7:05
داستان طنز انتگرال
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 4:51
یه آقایی که دکترای ریاضی محض داشته، هر چقدر دنبال کار می گرده بهش کار نمیدن!!خلاصه بعد از کلی تلاش، متوجه میشه شهرداری تعدادی رفتگر بی سواد استخدام می کنه!!میره شهرداری خودش رو معرفی می کنه و مشغول به کار میشه…!بعد از دو سه ماه میگن همه باید در کلاسهای نهضت شرکت کنید! این بنده خدا هم شرکت می کنه!!یه...
آموزش آشپزی !!!!!!!!!!!!!!!!
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 4:51
. آموزش آشپزی در صدا و سیما ایران: . . . . . . xa0 xa0 . xa0 xa0 ماهیتابه تفلون دسینی رو که قبلا با شیرآلات البرز شستید می گذارید روی گاز پنج شعله فردار سینجر که با ضمانت سام الکتریک عرضه میشه. بعد گاز رو با کبریت توکلی روشن کنید. xa0 کمی روغن لادن دوست تو و من رو بریزید توش. دو تا هم تخم مرغ تلاونگ...
وقتشه عوض بشم!!!!!!!!!!!!!!!
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 12:18
شوخی های پیامبر (قسمت دوم) : همان که سفیدی ای در چشمش هست
-
تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 18:07
بانویی به خدمت پیامبر خدا رسید . پیامبر از او سؤال کرد که همسر کدام یک از مسلمانان است . زن، پاسخ داد که : فلان کس . پیامبر پرسید : «همان که سفیدی ای در چشمش هست؟». زن، برافروخته پاسخ داد : نه، ای پیامبر خدا ! چشم همسر من سالم است . پیامبر خندید و فرمود : « چرا رنجیده شدی؟ مگر کسی هست که در چشمش سفی...
لذت بردن از زندگی
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 13:02
داشتم از گرما می مُردم. به راننده گفتم دارم از گرما می میرم. راننده كه پیر بود گفت: «این گرما كسی رو نمیكشه.» گفتم: «جالبه ها، الان داریم از گرما كباب می شیم، شش ماه دیگه از سرما سگ لرز می زنیم.» راننده نگاهم كرد. كمی بعد گفت: «من دیگه سرما رو نمی بینم.» پرسیدم: «چرا؟» راننده گفت: «قبل از اینكه هوا ...
حکایت حضرت سلیمان
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 13:02
مردی یک طوطی را که حرف میزد در قفس کرده بود و سر گذری مینشست. اسم رهگذران را میپرسید و به ازای پولی که به او میدادند طوطی را وادار میکرد اسم آنان را تکرار کند. روزی حضرت سلیمان از آنجا میگذشت. حضرت سلیمان زبان حیوانات را میدانست. طوطی با زبان طوطیان به ایشان گفت: «مرا از این قفس آزاد کن.» حضرت به مر...
یا ضامن آهو
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 13:02
در تقلای دعا،گنبد زرین شما شوروحال پرما،گنبد زرین شما xa0نذر کردم سفری دل به نگاهت بدهم چشم رادوخته تا گنبد زرین شما xa0بروضوی دل وانگیزه طوفانی ما عشق می تاخته یا گنبد زرین شما؟ xa0ذوق ایوان پر ازآینه شوق سجود در فراسوی صداگنبد زرین شما xa0روح را عشق گره می زندوپنجره ها قفل فولاد شما ...گنبد زرین ش...
توپ جنگی و ناصرالدین شاه
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 13:01
یکی از وزرای ناصرالدین شاه در جریان جنگهای ایران و روسیه ادعا کرده بود میتواند توپی بسازد که از دارالخلافه تهران، سنتپترزبورگ روسیه را با خاک یکسان کند و بعد از چند ماه توپ را آماده کردxa0 و ناصرالدین شاه و بقیه درباریان را برای مشاهده شلیک آن دعوت کرد .xa0 با شلیک توپ، گلوله توپ درون لوله منفجر شد ...
شوخی های پیامبر (قسمت اول) : هر که خرما را با هسته خورده است ....
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 13:01
روزی پیامبر و حضرت علی(ع) کنار هم خرما می خوردند. پیامبر(ص) هر خرمایی را که می خورد، به آرامی، هسته اش را نزد هسته های علی(ع) می گذاشتند. هنگامی که از خوردن خرما دست کشیدند، همه هسته ها جلوی حضرت علی(ع) بود. پیامبر در این موقع، رو به حضرت علی(ع) کردند و فرمودند: «ای علی! بسیار می خوری بنگر که همه ی ...
طنز تفاوت های کارمند و رئیس
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 13:01
xa0 وقتی من یک کاری را دیر تمام میکنم، من کند هستم.وقتی رییسم کار را طول دهد ، او دقیق و کامل است. xa0 وقتی کاری رابدون اینکه از من خواسته شود انجام دهم،من قصد دارم خودم را زرنگ جلوه دهم. وقتی رییسم این کار را کند ، او ابتکار عمل به خرج داده است. وقتی من سعی در جلب رضایت رییسم داشته باشم ، من چاپلوس...
نام وبلاگ ققنوس طلایی شد
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 13:01
تغییر نام وبلاگی برای همه ی سلیقه ها به ققنوس طلایی xa0